گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
چکیده: (12 مشاهده)
مسئله معاد در اندیشه محیالدین ابنعربی، همواره یکی از چالشبرانگیزترین مباحث عرفان نظری بوده است؛ بهویژه از آن رو که پیوند آن با نظریه وحدت وجود، پرسشهایی درباره نسبت وحدت و کثرت، معاد جسمانی، اختیار انسان و تفسیر آیات قرآنی پدید آورده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی و با تکیه بر متون اصلی ابنعربی، میکوشد نشان دهد که مفهوم «صیرورت» کلید فهم منسجم معاد در نظام فکری اوست. یافتههای پژوهش نشان میدهد که صیرورت در اندیشه ابنعربی، اصل بنیادینی است که از طریق آن، سازوکار تجلّی و تعیّن، نسبت نفس انسانی با مراتب وجود، فرآیند معرفت شهودی و نهایتاً معاد تبیین میشود. در این چارچوب، معاد نه امری گسسته از آفرینش، بلکه استمرار و کمال صیرورت وجودی انسان و عالم است. تحلیل نظریه اعیان ثابته و مراتب تجلّی نشان میدهد که ابنعربی با حفظ ثبات ذات الهی، پویایی عالم و کثرت مظاهر را در قالب ساختاری دایرهوار تفسیر میکند. همچنین، پژوهش حاضر نشان میدهد که ابنعربی با تکیه بر عالم خیال، قرائتی متمایز از معاد جسمانی ارائه میدهد که در آن، بدن قیامتی بهصورت بدنی مثالی و متناسب با مرتبه وجودی نفس تحقق مییابد. این تفسیر، ضمن وفاداری به نصوص قرآنی، امکان جمع میان معاد جسمانی و منطق وحدت وجود را فراهم میسازد. در نهایت، صیرورت در معرفتشناسی ذوقی ابنعربی نشان میدهد که آگاهی از معاد، تابع تحول وجودی انسان است و معاد بهمثابه حقیقتی مکشوف در سلوک انسانی فهم میشود. این پژوهش نتیجه میگیرد که مفهوم صیرورت، افقی منسجم و پویا برای فهم معاد در عرفان ابنعربی فراهم میآورد و میتواند مبنایی نظری برای بازاندیشی معاد در مطالعات قرآنی، عرفانی و فلسفی معاصر باشد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
ادیان و عرفان دریافت: 1404/10/9 | پذیرش: 1405/3/1