پائیز و زمستان 1404                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)
چکیده:   (61 مشاهده)
نظریۀ زیبایی‌شناسی دریافت، یکی از مهم‌ترین نظریه‌های پساساختارگرایی به شمار می­آید. این نظریه مفاهیم تازه‌ای در نقد ادبی نو مطرح کرده ­است. این مفاهیم بر اهمیت نقش خواننده/مخاطب در نقد ادبی تأکید می­کند. یکی از این مفاهیم، خوانندۀ ضمنی است که آیزر آن را مطرح کرده ­است. در پژوهش حاضر با روش تحقیقی و توصیفی، این مفهوم توسعه یافته، خصایص متن زبان عرفانی بدان افزوده­ شده و در بررسی متن مثنوی معنوی به کار رفته ­است که در نتیجۀ آن، به طرح نظریۀ جدیدی در زبان عرفانی با عنوان «خوانندۀ ضمنی عرفانی» رسیده­است. این نظریه، نقش سنتی خواننده در ادبیات عرفانی را تغییر داده و فضاهایی برای این ادبیات ایجاد کرده ­است. این نظریه ضعف‌های نظریه­های زبان عرفان را بیان کرده است. همچنین، نقش متن در تعیین معنای احتمالی عرفانی آن را تبیین می‌کند و آمادگی خواننده را برای شرکت در خلق معانی عرفانی روشن کرده است. این پژوهش، ویژگی­های خوانندۀ ضمنی عرفانی را در تقابل با نظریات زبان عرفان پیشین قرار داده ­است و در بررسی متن مثنوی معنوی نمادهای عرفانی را با استفاده از شکاف­های متنی تعریف کرده ­است. سپس، به این نتایج رسیده ­است که خواننده بر اساس ظرفیت احوال عارفانه­اش در ساختن معنای داستان‌های مثنوی دخالت داده می‌شود. خوانندۀ ضمنی عرفانی یکی از ویژگی‌های متن مثنوی به شمار می­آید که مولانا بر اساس عناصر سابقۀ متن، شکاف­های آن و راهبرد متن مثنوی، آن را ابداع کرده ­است. هر خواننده با خوانش ابیات مثنوی و به منظور درک مفهوم آن، ناچار به پیروی از این خوانندۀ ضمنی است. تفاوت خوانندۀ ضمنی نظریه دریافت باخوانندۀ ضمنی عرفانی بر اساس متن مثنوی، در این است که متن مثنوی مشتمل بر عناصر است که هدف آن محقق شدن معنای عرفانی است و خواننده بر مبنای ظرفیت احوال عارفانه در ساختن معنای مثنوی سهیم است. همچنین نقش نمادهای عرفانی مثنوی در تداعی حضور خواننده برای پرکردن شکاف­های متن و تحقق معنای عرفانی آن است.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مثنوی پژوهی
دریافت: 1402/10/20 | پذیرش: 1403/1/4

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.