هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران
چکیده: (18 مشاهده)
یکی از مسایل مهم کلامی، ارادهالله است که به نوبۀ خود، با مواردی چون امر، محبت، قضا، خلق و علم الاهی مربوط است. در این مقاله، موضوع مورد بحث را با روش توصیفی – تحلیلی در قوتالقوب ابوطالب مکی و شرح التعرف مستملی بخاری بررسی کردهایم و با توجه به اینکه هدف والای تصوف، بر فنای ارادۀ انسان در ارادۀ حق متمرکز است، انتظار میرود که صوفیه تمامی امور موجَدۀ این عالم را زاییدۀ ارادۀ حق، تعالی شأنه، بدانند و در عین حال از اعتقاد به جبر نیز که مستلزم تکاسل در انجام وظایف عبودیت است، کنارهگیری کنند. هر دو نویسنده، اعتقاداتی سازوار با اهل سنت و جماعت و به ویژه اشاعره دارند. همگی آنها ارادۀ الاهی را مساوق با تحقق فعل و عدم آن را مساوی با عدم تحقق فعل میدانند. به زعم آنان، ارادۀ خداوند بر انجام گناهان یا ترک واجبات تعلق میگیرد و این اراده مطابق با علم سابق اوست؛ اما امر، نهی، رضا و محبت الاهی، لزوما با اراده و علم سابق او همسو نیست. هیچکدام از این دو نویسنده، محبت و رضا را از متعلَقات اراده نمیدانند و در این باب با ابوالحسن اشعری موافقتی ندارند. به زعم آنان، ارادۀ خداوند بر فعلی که خلاف امر او باشد، مستلزم جبر نخواهد بود؛ زیرا معیار طاعت و معصیت، موافقت یا مخالفت امر است، نه اراده. دیگر اینکه خداوند مطابق با علم سابقش اراده بر وقوع فعلی میکند و بر همین اساس، از ابتدا به احوال مکلَّف و فرمانبرداری یا تخلف و سرپیچی او آگاه است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تصوف و عرفان دریافت: 1404/8/9 | پذیرش: 1404/10/25