مقالات در دست انتشار                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


دانشگاه تهران
چکیده:   (44 مشاهده)
فزونی مطلق مجهولات جناب ذهبی نسبت ‌به معلومات وی در حوزه معارف و آموزه­های علم عرفان و همچنین در اصول و مبانی و روش تفسیر عرفانی موجب شد تا وی در تحلیل تأویلات عرفانی سردرگم و در داوری نسبت ‌به آن‌ها ناکام بماند. او اساساً تصور درستی از علم عرفان نظری ندارد و با این حال، و با آن که اذعان به سطح پایین آشنایی خود با سخن عارفان دارد، نادرستی آموزه عرفانی وحدت وجود را از واضحات به شمار آورده است! او حتی فهم درستی از تعریف و مؤلفه­های «تأویل» در اصطلاح عرفانی آن ندارد. ذهبی در مواردی، به خاطر ناآشنایی با سخن اهل معرفت، تفاسیر عرفانی را رمی به باطنی­گرایی کرده و در مواردی دیگر، آنها را در تعارض با شریعت، ارزیابی می­کند در حالی که اهل معرفت به شدت با باطنی­گرایی مخالفت ورزیده و بر مشروط بودن تفسیر و تأویل قرآن بر هم­سویی آن با محتوای شریعت و اجتناب از تفسیر به رأی، تأکید کرده­اند. ذهبی همچنین از نظریه عرفانی روح معنا و کارکردهای مثبت آن در تفسیر عرفانی آگاهی لازم را ندارد چنانکه از رویکرد اهل معرفت در تفسیر انفسی نیز ناآگاه است. مجموع این ناآگاهی­ها رهزن جناب ذهبی در مقام نقد روش تفسیر عرفانی شده است.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عرفان
دریافت: 1403/6/9 | پذیرش: 1404/5/6

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.