دانشگاه تهران
چکیده: (199 مشاهده)
روش تفسیر عرفانی، منتقدان سرسختی دارد. برخی از روی مخالفت با میراث اهل معرفت و برخی به خاطر ناآشنایی با مبانی این روش، با آن به مخالفت برخاستهاند. ازآنجاکه ذهبی یکی از جلوداران این منتقدان به شمار میآید، نقد دیدگاه او میتواند به روشن شدن جوانب موضوع کمک کند. فزونی مطلق مجهولات ذهبی نسبت به معلومات وی در حوزه معارف و آموزههای علم عرفان و همچنین در اصول، مبانی و روش تفسیر عرفانی موجب شد تا وی در تحلیل تأویلات عرفانی سردرگم و در داوری آنها ناکام بماند. او اساساً تصور درستی از علم عرفان نظری ندارد و با آنکه به سطح پایین آشنایی خود با سخن عارفان اذعان دارد، نادرستی آموزه عرفانی وحدت وجود را از واضحات به شمار آورده است. او حتی فهم درستی از تعریف و مؤلفههای «تأویل»، در اصطلاح عرفانی آن ندارد. ذهبی در مواردی، به خاطر ناآشنایی با سخن اهل معرفت، تفاسیر عرفانی را رمی به باطنیگرایی کرده و در مواردی دیگر، آنها را در تعارض با شریعت، ارزیابی میکند؛ درحالیکه اهل معرفت بهشدت با باطنیگرایی مخالفت ورزیده و بر مشروط بودن تفسیر و تأویل قرآن بر همسویی آن با محتوای شریعت و اجتناب از تفسیر به رأی، تأکید کردهاند. ذهبی همچنین از نظریه عرفانی روح معنا و کارکردهای مثبت آن در تفسیر عرفانی آگاهی لازم را ندارد، چنانکه از رویکرد اهل معرفت در تفسیر انفسی نیز ناآگاه است. مجموع این ناآگاهیها، رهزنِ وی در مقام نقد روش تفسیر عرفانی شده است. این پژوهش، با هدف دفاع از اصل روش تفسیر عرفانیِ همراه با ضوابط و روشن شدن کاستیهای نگاه ذهبی به این رویکرد تفسیری، به روش توصیفی-اسنادی، سامانیافته است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عرفان دریافت: 1403/6/9 | پذیرش: 1404/5/6 | انتشار: 1405/1/29