دانشگاه محقق اردبیلی
چکیده: (2463 مشاهده)
سلطانولد در ولدنامه به دو مقام عاشقی و معشوقی در عرفان قایل است و شمس تبریزی و مولانا را از جمله عارفانی میداند که به مقام معشوقی نایل آمدهاند. با بررسی نظریههای بزرگان تصوّف و عرفان از آغاز تا سدۀ هفتم هجری درمییابیم که چنین دیدگاهی در مورد مراتب عشق، برآمده از نصّ قرآن مجید و حدیثی از پیامبر اکرم(ص) است و برخی از بزرگان عرفان، از جمله عینالقضاه همدانی و روزبهان بَقلی شیرازی دربارۀ مقام معشوقی، نظریهپردازی کردهاند. در اندیشۀ این بزرگان، مقام معشوقی، مقامی بسیار برتر و والاتر از مقام عاشقی است. در این مقام ـ که مربوط به روزگار پختگیِ اندیشههای عرفانی است ـ سالک در مراتب عشقِ به حقتعالی به مرتبهای میرسد که معشوق و محبوب خداوند واقع میشود؛ به گونهای که جایگاه عاشق و معشوق عوض میشود و اینبار خدا عاشق است و بنده معشوق. رسیدن به چنین مقامی مستلزم دیدار سالک با فردی است که به مقام معشوقی رسیدهاست؛ همانگونه که مولانا با شمس تبریزی دیدار میکند و به این مقام نایل میشود. این مقاله به روش توصیفیتحلیلی به نگارش درآمده و برای گردآوری اطلاعات پژوهش از روش کتابخانهای بهره گرفته شدهاست.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تصوف و عرفان دریافت: 1396/10/23 | پذیرش: 1397/6/21 | انتشار: 1399/2/10