دانشگاه آزاد اسلام واحد اسلامشهر
چکیده: (182 مشاهده)
شطح، یکی از انواع گزارههای عرفانی و از عناصر مهم زبان عرفان و مهمترین نقطه برخورد عرفان و منطق است. از دیدگاه منطق، شطح، نوعی اجتماع نقیضین است و همسازی دو سویه ناهمخوان، که سطح تناقضی زبان عرفان را تشکیل میدهد. بر این اساس، نظریات متعددی از سوی عرفانپژوهان و پژوهشگران نوین درباره علل وجود تناقضهای منطقی در شَطحیات مطرح شده و بهرهگیری از زبان رمزی و نمادین، شیوهای برای درک شطحیات عارفان تلقی شد. چنین بصیرتی، به عنوان یکی از پیشفرضهای رایج در الهیات قرن بیستم است که سخن گفتن درباره وجود، اوصاف، نسبتها و افعال خداوند را نمادین دانسته است. پژوهش حاضر، با شیوه توصیفی و تحلیلی و بهرهمندی از اسناد کتابخانهای در پی تحلیل گزارههای متناقضنمای عارفان اسلامی، بر پایه صورتبندی نظریه زبان نمادین پل تیلیش، فیلسوف و متأله مسیحی است. نمادپنداری، به عنوان یک واقعیت غایی از آموزههای الهیاتی، از یافتههای این جستار در گستره یافته نگاه پل تیلیش است. در این گستره، بهرهمندی از عنصر زبانی و نمادینپنداری مفاهیم و گزارهها درباره خداوند، برای بررسی و تحلیل شطحیات و گشایش تناقضات ظاهری گفتار عارفان اثربخش است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عرفان دریافت: 1403/6/11 | پذیرش: 1403/11/16 | انتشار: 1404/12/8