دانشگاه ادیان و مذاهب
چکیده: (44 مشاهده)
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی مفهوم انسان کامل و شیوههای دستیابی به آن در اندیشه عرفانی مولانا جلالالدین بلخی و روانشناسی انسانگرای کارل راجرز انجام شده است. با بهرهگیری از روش تحلیل موضوعی و تحلیل فلسفی–مفهومی، تلاش شده است تا ابعاد مختلف انسان کامل، از جمله ویژگیها، مراتب رشد، موانع و راهکارهای عملی در دو دستگاه فکری عرفانی و روانشناختی تبیین گردد. یافتهها نشان میدهد که در منظومه فکری مولانا، انسان کامل مظهر اسماء و صفات الهی است که با عبور از نفس، سلوک معنوی، و فنا در حق، به مقام خلافت الهی میرسد؛ در حالیکه در دیدگاه راجرز، انسان کامل فردی است که در فرآیندی روانشناختی و پویا، با پذیرش بیقید و شرط خود، تجربه اصیل و روابط همدلانه، به خودشکوفایی و انسجام درونی دست مییابد.گرچه این دو رویکرد در مبانی معرفتشناختی و هستیشناختی تفاوتهای بنیادین دارند، اما هر دو بر رشد درونی، رهایی از صورتهای کاذب خود و حرکت به سوی تعالی انسانی تأکید دارند. این همپوشانیهای مفهومی، زمینه را برای گفتوگوی میانرشتهای و استفاده تلفیقی از آموزههای عرفانی و روانشناختی در حوزههای تربیت، رواندرمانی و توسعه فردی فراهم میکند.در نهایت، مطالعه حاضر با برجستهسازی نقاط اشتراک و افتراق میان عرفان اسلامی و روانشناسی انسانگرا، به امکان همافزایی این دو سنت در پاسخ به بحرانهای معنوی و روانی انسان معاصر اشاره دارد و افقهایی نو برای پژوهشهای میانرشتهای در حوزه کمال انسانی میگشاید.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عرفان و روانشناسی دریافت: 1404/6/6 | پذیرش: 1404/9/6