@article{ 
author = {eftekhar, mahdi},  
title = {Investigating “Beyond all reason” in View of Mohi-al-Din Arabi}, 
abstract ={The topic of &#8220;Beyond all reason&#8221; is one of old issues in epistemology. The mystics consider their evidences above the natural mind and human intellect. These kinds of knowledge are usually perceived as viable, ultimately rational or irrational. In this paper, following the quotes stated in this regard, by examining the facts and teachings that Mohi al-Din Arabi expresses beyond all reason, part of the mystical truths are obtained at a higher level, which is essentially outside of the domain of intellectual imagery and wisdom, and is within the realm of Sacred Wisdom, where there is no plurality. On the other hand, our worlds toward God, from the viewpoint of the Mohi al-Din Arabi, are essentially fictitious and non-constant, and on the other hand, it is necessary to get beyond the wisdom in the conditions of mortality and wisdom, in which the wisdom and being wise are not present. Here the wisdom itself judges, of course, a holy and totally abstract wisdom. Although some knowledge is Reason getaway or irrational, it is possible to find a rational basis for their acceptance.},  
Keywords = {Mohi-al-Din Arabi, Beyond all reason, Reason getaway, irrational, Sacred Wisdom},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {1-26}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {تحلیل و بررسی «ورای طور عقل» در دیدگاه محی الدین ابن عربی},
abstract_fa ={چکیده: بحث از ورای طور عقل از مباحث قدیمی در شناخت&#8204;شناسی است. عارفان مشهودات خود را بالاتر از حد ذهن طبیعی و عقل بشری می&#8204;دانند. این&#8204;گونه معارف معمولاً یا قابل تأویل و در نهایت عقل&#8204;پذیر تلقی می&#8204;شوند و یا عقل ستیز. در این مقاله پس از نقل نظراتی که در این &#8204;باره وجود دارد؛ با بررسی حقایق و معارفی که محیی&#8204;الدین عربی ورای طور عقل می&#8204;داند مشخص می&#8204;شود بخشی از حقایق عرفانی در مراحلی بالاتر از عالم عقل و جبروت به&#8204;دست می&#8204;آید که اصولاً از حوزه تصورات و تصدیقات عقلی خارج است و در حیطه&#8204;ای از واقعیت الهی قرار دارد که کثرت در آنجا راهی ندارد، ازطرف&#8204;دیگر عوالم ماسوی&#8204;الله از دید محیی&#8204;الدین&#8204;عربی اصولاً خیالی و غیرثابت می&#8204;باشد و از جانب سوم لازمه رسیدن به ماورای عقل وارد شدن در احوال سکر و فنا است که در این حالات عقل و عاقلی مطرح نیست. در اینجا خود عقل است که به قضاوت نشسته، البته عقلی قدسی و کاملاً انتزاعی. کلیدواژه&#8204;ها: محیی&#8204;الدین عربی، ورای طور عقل، عقل&#8204;گریز، عقل&#8204;ستیز، عقل قدسی &#160;},
keywords_fa = {محی الدین عربی,ورای طور عقل,عقل گریز, عقل ستیز, عقل قدسی},

doi = {10.52547/pje.13.25.1},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-939-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-939-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {TorabiKachoosangi, Moharram and Mosleh, Ali Asghar},  
title = {“The station of essence” in Abd al-Razzaq Kashani’s word}, 
abstract ={&#160; Abstact: The station of essence is the most important issue in the theoretical mysticism of Islamic thought. Because all of the next grades of Self-disclosure and degrees of determinations directly depend on It, and It brings them into existence. Therefore any description and commentary on The station of essence has a strongly deep influence over all His manifestations. Great master, Muhyiddin Ibn al-Arabi, takes It into his full consideration, and his followers like Abd al-Razzaq Kashani focus upon the issue under the term of &#8220;coincidentia oppositorum&#8221; &#160;(مَجْمَعُ/جَمْع الاَضْدَاد). Kashani explains that, if The station of essence has been taken as a coincidentia oppositorum, it follows that the principle of principles) pricipium de principio ( اصل الاصول/ is &#8220;the existence of contradiction&#8221; and not &#8220;the non-existence of contradiction&#8221;. It would be possible only in The Absolute. In fact, it is the most excellent difference, and a considerable independence from Greece&#8217;s thought, and especially from Aristotle&#8217;s.},  
Keywords = {Keywords: The station of essence, coincidentia oppositorum, pricipium de principio, Ibn al-Arabi, Kashani},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {27-45}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {”مقام ذات“ در بیان عبدالرّزاق کاشانی},
abstract_fa ={چکیده: &#171;مَقامِ ذات&#187; یا &#171;هُویّتِ مطلقه&#187; مهمترین بخشِ عرفانِ نظریِ اسلامی است. چراکه تمامِ مراتب، تعیّنات و حَضَراتِ بعدی از آن ناشی شده و هر شرح و بیانی راجع به هُوّیتِ مطلقه تمامیِ &#8204;لوازمِ برآمده از آن را مستقیماً و به&#8204;نحوگسترده&#8204;ای تحتِ تأثیر قرارمی&#8204;دهد. هُویّتِ مطلقه، که معلوم و &#160;مشهودِ احدی نیست و موردِ توجّه&#8204;ِ اکیدِ ابن&#8204;عربی قراردارد، توسّطِ صدرالدین&#8204; قُونَوی، برترین&#8204; شاگردِ او، تحتِ عناوینی مانند &#171;حیثیّتِ &#8204;اطلاقیِ &#8204;ذاتی&#187;، &#171;وحدت&#8204;ِ حقیقیه&#8204;ی حَقّی&#187;، &#171;جامعِ&#8204; بالذاتْ بینِ&#8204; اضداد&#187; صورت&#8204;بندی شد. دیگر پیروانِ مکتبِ ابن&#8204;عربی نَظیرِ جَنْدی، فَرْغانی و عِراقی هر یک به نوبه&#8204;ی خود در شرح و بسطِ این معنی کوشیدند. لکن در این میان عبدالرزاق کاشانی تبیینی از مقامِ ذات یا هُویّتِ مطلقه ارائه &#8204;داده که بیش &#8204;از تبیین&#8204;ِ دیگرْ شارحین و بیش از دیگرْ جنبه&#8204;های هُوّیتِ مطلقه بر &#171;مَجْمَعُ&#8204; الاضداد&#187; یا &#171;جمعِ اضداد&#187; (coincidentia oppositorum) بودنِ هُویّتِ مطلقه تأکید دارد و آن&#8204; را لازمه&#8204;ی &#171;اطلاقِ ذاتی&#187; یا &#171;حیثیّتِ اطلاقیِ&#187; حَقّ می&#8204;داند. این&#8204;که چنین تبیینی از هُویّتِ مطلقه چه لوازمی دارد، خود موضوعی&#8204; است&#8204; که در این مقاله به &#8204;آن &#8204;پرداخته&#8204; خواهدشد و نشان &#8204;داده می&#8204;شود &#8204;که تأکید بر این&#8204; جنبه از هویّتِ&#8204; مطلقه &#160;نظامِ فکریِ موجود در عرفانِ&#8204; نظریِ&#8204; اسلامی را به لحاظ مَبْنایی از نظامِ فکریِ یونان و بخصوص از نظامِ فکریِ ارسطو جدا می&#8204;کند و به&#8204;آن هُویّتی متفاوت و مستقلّ می&#8204;بخشد.},
keywords_fa = {کلید واژه‌ها: مقامِ‌ ذات, حِیثیتِ ‌اطلاقی, مَجْمَع ‌الاضداد, اصل الاصول, ابن‌عربی, کاشانی},

doi = {10.52547/pje.13.25.27},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1095-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1095-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {davari, paris},  
title = {Ysef`s mysticism(The figure of Yosef in the mirror of Persian mystical materials)}, 
abstract ={},  
Keywords = {: Mysticism, Yousef, Zoleikha, Yaghoub, Love, Allegory},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {47-78}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {عرفان یوسف(چهرۀ یوسف در آیینه متون عرفانی فارسی)},
abstract_fa ={داستان حضرت یوسف یکی از تاثیرگذارترین داستانهای قرآنی در متون ادب فارسی خصوصا متون عرفانی است. اگرچه نگاه عرفا عموماً به حوادث داستان اغلب با هم یکسان است اما گاه میان برداشت عرفا از بخشهایی از داستان تفاوتهایی هست که هریک درخور تامل و زیباست و قصه یوسف را شنیدنی تر و این متون را خواندنی تر می کند.تنوع و کثرت برداشتها و تفاسیر عرفانی از حوادث و شخصیتهای داستان یوسف خصوصاً از زمانی که زلیخا وارد ماجرا می شود چشمگیرترست، یعنی عمده تحلیلهای عرفانی قصه به این بخش مربوط می شود بویزه که این قسمت مجال مناسبی به عرفا داده تا به عشق،(که از دید آنان پر پرواز سالکست)مراحل، انواع و مراتب آن ومباحث مربوط به آن چون غیرت بپردازند. آنها در تفسیر بسیاری از اصطلاحات این طایفه چون: فراست،طلب،استغراق،تلوین،تمکین،ایثار،عنایت و...هم به گوشه های مختلف داستان یوسف اشاره کرده،آن بخش را تمثیلی از آن مطلب قرار داده اند.در این مقاله بر آنیم تا به شیوه توصیفی&#8211;تحلیلی به این تمثیلات و تفاسیر بپردازیم.},
keywords_fa = {عرفان, یوسف, زلیخا,یعقوب,عشق,تمثیل},

doi = {10.52547/pje.13.25.47},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-890-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-890-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {rezaeighaleh, maryam and shajari, mortez},  
title = {Relationship of Nature Garden with Heart Garden from Rumi\'s Viewpoint}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {79-101}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {ارتباط باغ طبیعت با باغ جان از منظر مولوی},
abstract_fa ={},
keywords_fa = {مولوی, طبیعت, باغ ایرانی, تصوف ,دل عارف},

doi = {10.52547/pje.13.25.79},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1101-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1101-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {Siahkuhian, Hatef},  
title = {َA Study of the Concept of &#34;Good fortune&#34; in Sufistic Texts with Emphasis on Attar,s Muṣībat-Nāma}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {103-124}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {مفهوم‌پژوهی واژه «دولت»
 در متون عرفانی فارسی تا قرن هشتم با تأکید بر مصیبت‌نامه عطار},
abstract_fa ={موضوع این مقاله بررسی واژه&#173; شناختی و مفهوم&#173; شناختی &#171;دولت&#187; در متون کهن عرفانی فارسی و بررسی و تحلیل آن در&#173; مصیبت&#173;نامه عطار است. مسأله اصلی مقاله این است که مراد از آنچه که در متون عرفانی &#171;دولت&#187; خوانده می&#173;شود، چیست؟ و کاربردهای رایج آن در زبان صوفیه با توجه به بسامد بالا و اهمیت آن در متون عرفانی چگونه است؟ همچنین با توجه به اهمیت &#171;دولت&#187; در مصیبت&#173;نامه عطار، معنای دقیق و محصَّل آن را در این اثر چیست و مصادیق آن کدام است؟ عطار چه چیزهایی را دولت می&#173;خواند و گونه&#173;های &#171;دولت&#187; در مصیبت&#173;نامه او چگونه بیان &#173;شده&#173;است؟ آنچه از بررسی&#173;های انجام&#173;شده به&#173;دست آمد، این بود که دولت در متون عرفانی پدیده&#173;ای از جنس موهبت، و &#171;حادثه&#187;&#173;ای&#160; فراتر از محاسبات عقلانی در حیات روحانی عارفان است که وضعیت&#173;هایی ایده&#173;آلی همانند &#171;وصال&#187;، &#171;قرب&#187; و &#171;فتوح روحانی&#187; را در تجارب صوفیانه آنها نشان&#173;می&#173;دهد. از نظر عطار دولت، به&#173;مثابه موهبتی ازلی که از &#171;عالم بی&#173;علتی&#187; فراز می&#173;آید، امر اشتدادی است و هر انسانی به اندازه&#173;ای معین از آن برخوردار است. برخی پدیده&#173;های درونی مانند &#171;آرامش درون&#187;، &#171;آشکارگی معانی نهفته در جان&#187; و برخی پدیده&#173;های بیرونی مانند &#171;بهره&#173;یافتن از پیر&#187;، &#171;هدایت&#173;یافتگی&#187; از مصادیق دولت در آثار عطار است. ایماژ&#173;های حکایت&#173;های عطار در این زمینه، بیانگر رخدادهای ناگهانی غیرقابل پیش&#173;بینی&#173; و خارج از نظام علیت است که در آنها &#171;دولت&#187; بر انسان &#171;می&#173;گذرد&#187; و بدون بستری از انتظار منطقی به سراغ انسان می&#173;آید. هدف این پژوهش، تعریف دقیق و بیان چیستی و چگونگی مفهوم &#171;دولت&#187; در متون کهن عرفانی فارسی به&#173;ویژه مصیبت&#173;نامه عطار است که با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.},
keywords_fa = {عطار, دولت, ادبیات فارسی, تصوف},

doi = {10.52547/pje.13.25.103},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1078-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1078-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {Shahbazi, Hossein and Abedi, Mohammad rez},  
title = {A Comparative Study of &#34;Exile of the soul&#34; in the Tradition of Islamic Sufism and Gnosticism}, 
abstract ={The belief in the exile of the soul from the spiritual origin to the lower world, and the belief in the need for the soul to return to its original homeland, is a common theme in the Gnostic and Sufism teachings. In this paper, the authors have adapted the various aspects of the issue of the exile of the soul to the esoteric thought of these two schools. In order to achieve this, explained the general framework of the Sufism and Gnostic views on exile of the soul firstly. Then, by analyzing the structure and theme of the two allegorical tales of &#34;Hymn of the Pearl &#34;and&#34; the tale of the Western Exile&#34; from the esoteric stories of the Gnostic and Islamic Sufism were identified the similarities and their differences. The result shows that the general understanding of the soul displacement and its exile from the spiritual world is a common ground in Gnostic and Sufi thought and is rooted in the intrinsic tendencies of the two schools. Therefore, it is better to look at these commonalities from overlap two teachings. However, according to the historical primacy of Gnostic thought over Sufism and the pivotal aspect of the discussion of the exile of the soul in the Gnostic works can be said, &#34;Western Exile&#34; and &#34;Hayy Ibn Yaqdhan&#34; of Avicenna or Masnavi&#8204;&#39;s Rumi in preamble have been relatively influenced by Gnostic teachings. Moreover, they have Gnostic structure some kind.},  
Keywords = {Exile of the soul, Gnosticism, Sufism, Hymn of the Pearl, Western Exile},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {125-150}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {بررسی تطبیقی «تبعید روح» در روایت تصوّف اسلامی و گنوسی},
abstract_fa ={باور به تبعید روح از خاستگاه علوی به عالم فرودین، و اعتقاد به لزوم بازگشت روح به موطن اصلی، یک موضوع مشترک در تعالیم گنوسی و آموزه&#8204;&#173;های تصوّف اسلامی است. این مقاله به شیوه تطبیقی ابعاد مختلف موضوع تبعید روح را در اندیشه باطن&#173;&#8204;گرای این دو مکتب بازنموده&#8204;&#173;است. برای نیل به این منظور ابتدا چهارچوب کلی نگاه متصوفه و گنوسیان به مسئله تبعید روح تبیین&#173; شده و سپس در ضمن تحلیل ساختار و بن&#8204;مایه&#8204; دو داستان &#171;قصه سرود مروارید&#187; و &#171;قصه غربت غربی&#187; از داستان&#8204;های رمزی گنوسی و تصوّف اسلامی، وجوه اشتراک و افتراق آن دو مشخص&#173; گردیده است. نتیجه مقاله نشان&#173; می&#173;&#8204;دهد که درک کلی از غربت روح و تبعید آن از عالم علوی بن&#173;&#8204;مایۀ مشترک در اندیشه&#173; گنوسی و تفکر صوفیانه است و ریشه در گرایش&#8204;&#173;های باطنی این دو مکتب دارد. بنابراین بهتر است از منظر توارد به این اشتراکات نگریسته&#173; شود. هر چند با توجه به سبقت تاریخی اندیشه گنوسی بر تصوف و سمت تقدم طرح بحث تبعید روح در آثار گنوسیان، می&#8204;توان گفت، قصه غربت غربی و رساله حی&#8204;ابن یقظان ابن&#8204;سینا یا نی&#8204;&#173;نامۀ مثنوی از تعالیم گنوسی به طور نسبی تأثیر&#173;پذیرفته&#8204;اند و به نوعی دارای ساختار گنوسی&#173;&#8204;اند},
keywords_fa = {تبعید روح, گنوسی, تصوف, سرود مروارید, غربت غربی},

doi = {10.52547/pje.13.25.125},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1054-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1054-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {azimzadehjavadi, fariba and qolizadeh, heidar},  
title = {The Symbol of Comb in the Persian Poetry}, 
abstract ={Abstract: &#160;&#160;&#160; The element of the symbol in Persian literature, especially in mystic rhymed literature has very usages. In fact, the symbol is included abstract and spiritual message which id hidden within common words. The symbol makes concrete mystic abstract ideas and includes gnostic intuitive inspirations from love mysterious world within the common words. Thus, it needs to interpret and construe. In the realm of Gnosticism, real lover always has illustrated along with virtual sweetheart features such as disheveled hair, eyebrow, and spot. In this semantic chain, the comb is nondisjunction of disheveled hair and has a symbolic meaning. Comb, on the one hand, is the symbol of the lover and his/her heart. That is the symbol of a lover who is mystic of lover&#8217;s disheveled hair. It tolerates the whole of disasters to smooth gnostic problems and approaches to the end. On the other hand, it is the symbol of God&#8217;s guidance and blessing. It is a sweetheart who makes comb as a tool for the guidance of lovers&#8217; hearts and increases her coquetry and pizzazz and unseals problems of lovers. By encoding of comb symbols in Persian poetry and its double usages (symbolic meaning and its relation with cosmos&#8217;s hair, we can encode some literary and mystic ambiguities. &#160;},  
Keywords = {Keywords: Comb, Sweetheart, Lover, disheveled hair, Heart.},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {151-175}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {رمز عرفانی شانه در شعر فارسی},
abstract_fa ={چکیده عنصر رمز در ادب فارسی مخصوصا در ادبیات منظوم عرفانی کاربرد فراوان دارد. در واقع رمز، حامل پیامی انتزاعی و روحانی است که در بستر کلمات رایج پنهان است. رمز، اندیشۀ مجرّد عرفانی را عینیّت می&#8204;بخشد و دریافتهای شهودی عارف را از دنیای اسرار&#8204;آمیز عشق، در دایرۀ الفاظ معمول می&#8204;گنجاند. بنابراین نیاز به تأویل و تفسیر دارد. در حوزۀ عرفان، معشوق حقیقی همواره با ویژگی&#8204;های معشوق مجازی همچون زلف و خط و خال به تصویر کشیده شده است. در این زنجیرۀ معنایی، شانه هم یار ناگسستنی زلف محسوب می&#8204;شود و دارای معنای رمزی است. شانه از یکسو رمز خود عاشق و دل اوست. یعنی رمز عاشقی که سالکِ زلف خم در خم یار است و در این راه تمام بلاها را به جان می&#8204;خرد تا مشکلات طریقت را هموار سازد و به سرمنزل مقصود راه یابد و از سوی دیگر رمز هدایت و رحمت الهی است. یعنی معشوق است که شانه را وسیلۀ هدایت دلهای عاشقان قرار می&#8204;دهد و با شانه کشیدن بر زلف به دلبری و جلوه&#173;گری خویش می&#173;افزاید و گره از کار دلهای عاشق گرفتار در پیچ و خم زلفش بر می&#173;گشاید. با رمزگشانی از شانه در شعر فارسی و کارکرد دوگانۀ آن در معنای رمزی و نسبتش با زلف هستی می&#173;توان پاره&#8204;ای از مبهمات ادبی و عرفانی را گره&#173;گشایی کرد. &#160;},
keywords_fa = {واژه‌های کلیدی: شانه, معشوق, عاشق, زلف, دل.},

doi = {10.52547/pje.13.25.151},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1089-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1089-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {},  
title = {Comparative analysis of the two positions of &#34;tadhakkor&#34; and &#34;dhikr&#34; in mystical conduct}, 
abstract ={The nominal similarity and semantic closeness between some houses of conduct, such as dhikr and tadhakkor, has caused the exact nature of these houses to remain in a haze of ambiguity. In some mystical works, these names are used interchangeably to refer to a house, and in others, they are distinguished from each other and each is introduced as an independent home. In this study, considering the widespread use of the words dhikr and tadhakkor in mystical and non-mystical fields, we intend to examine the different meanings of these two words and compare them with each other. The aim is to determine whether the difference between dhikr and tadhakkor in mysticism is only a difference in interpretation, and both speak of a single truth, or whether we are dealing with two independent positions. For this purpose, comparative analysis method was used. Observing mystical works showed that these two houses, while sharing the concept of &#34;remembrance&#34;, are fundamentally different from each other and have an independent place in mystical conduct. The house of tadhakkor is related to the first stage of conduct (Beginnings) and leads the Passenger to the remembrance of God through the remembrance of worship, but the house of remembrance is related to the fifth stage of conduct (principles) and immediately engages the Passenger&#39;s heart in the constant remembrance of God. &#160;},  
Keywords = {Comparative analysis, tadhakkor house, dhikr house, practical mysticism},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {177-198}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {تحلیل تطبیقی دو مقام «تذکر» و «ذکر» در سلوک عرفانی},
abstract_fa ={تشابه اسمی و قرابت مفهومی میان برخی مقامات سلوک، همچون ذکر و تذکر سبب شده ماهیت دقیق این مقامات در هاله&#8204;ای از ابهام بماند. در برخی آثار عرفانی، این اسامی به صورت مترادف و در مورد یک مقام به&#8204;کار رفته و در برخی دیگر، بین آنها تفاوت قائل شده و هر کدام را مقامی مستقل معرفی کرده&#8204;اند. در این پژوهش برآنیم با توجه به کاربرد گسترده واژه&#8204;های ذکر و تذکر در حوزه&#8204;های عرفانی و غیرعرفانی، ضمن بررسی معانی مختلف این دو واژه، به تطبیق آنها با یکدیگر بپردازیم. هدف آن است که مشخص شود آیا تفاوت بین ذکر و تذکر در عرفان، فقط اختلاف در تعابیر است و هر دو از یک حقیقت واحد سخن می&#8204;گویند یا آن که با دو مقام مستقل روبرو هستیم. بدین منظور، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شد. رصد آثار عرفانی نشان داد که این دو مقام ضمن اشتراک در مفهوم &#171;یادآوری&#187;، با یکدیگر تفاوت ماهوی داشته و جایگاه مستقلی در سلوک عرفانی دارند. مقام تذکر مربوط به مرحله اول سلوک (بدایات) است و به&#8204;واسطه یادآوری عبادات، سالک را به یاد خدا سوق می&#8204;دهد؛ ولی مقام ذکر مربوط به مرحله پنجم سلوک (اصول) است و قلب سالک را بی&#8204;واسطه به یادآوری دائمی خداوند مشغول می&#8204;سازد.},
keywords_fa = {تحلیل تطبیقی, مقام تذکر, مقام ذکر, عرفان عملی},

doi = {10.52547/pje.13.25.177},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1134-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1134-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {},  
title = {A Comparative Study of the Paths of Excellence in the Works of Rumi and viktor Frankel}, 
abstract ={The purpose of this study is to examine Victor Frankel&#39;s view of &#34; Self-transcendence&#34; and compare it with the themes presented by Rumi. The research method is qualitative with Hermeneutics text analysis approach. The research community includes a number of verses from Masnavi and Divan Shams, our Fih &#160;ma Fih speeches and Victor Frankel&#39;s works. The sampling method is also purposeful. Viktor Frankl point of view on concept self transcendence which has sharing similarities with those notions of Rumi&#39;s attitudes have been explored and assimilated thoroughly resulted in the conclusion that Frankl&#39;s point of view regards to &#34;focusing&#160; on unselfishness&#34;, is named self transcendence. Also &#34;going further than self&#34;, &#34;self abstinence, self enmity&#34; and so on is utilized by Rumi which has shared conception to Frankl&#39;s self-transcendence. &#160;On the other hand the examples of self transcendence consider by Frankl as agony tolerance, giving meaning in pain, &#34;valuable action&#34; and &#34;adoration&#34; share great similarities in this research with Rumi&#39;s concepts of &#34;tolerance for pain growth&#34;, &#34;adoration&#34;, &#34;punctuation towards action&#34;, &#34;thinking on death&#34;, &#34;termination before death&#34; despite the usage of diverse and differentiate terms},  
Keywords = {Self Transcendence, Rumi, Frankl, Hadd, Suffering},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {199-220}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {مطالعه ی تطبیقی طرق تعالی خویشتن در آثار مولانا و فرانکل},
abstract_fa ={هدف از این پژوهش، بررسی دیدگاه ویکتور فرانکل درباره &#34;تعالی خویشتن&#34; و مقایسه آن با مضامین ارائه شده توسط مولانا در این زمینه است. روش پژوهش، کیفی با روش تحلیل هرمنوتیک است. جامعه پژوهش شامل تعدادی از ابیات مثنوی و دیوان شمس، گفتار&#173;های فیه ما فیه و آثار ویکتور فرانکل است. روش نمونه گیری نیز هدفمند است. برای تحلیل داده ها از روش توصیف، مقایسه و مفهوم سازی استفاده شده است. یافته&#173;ها بیانگر این است که در نگاه فرانکل، معطوف شدن به غیرخود، &#34;تعالی خویشتن&#34; نامیده می&#173;شود، مولانا نیز مضامینی چون فراررفتن از خود، پرهیز از خود، دشمنی با خود و غیره را در آثارش به کار برده است که به نوعی با مفهوم &#34;تعالی خویشتن&#34; فرانکل قرابت مضمونی دارد. مصادیق &#34;تعالی خویشتن&#34; از نگاه فرانکل عبارت اند از؛ تحمل رنج و معنادهی به رنج، انجام کاری ارزشمند و عشق ورزی، که در آثار مولانا نیز با همین رویکرد، مصادیق تعالی را تحمل رنج های رشد دهنده، عشق ورزی، ابن الوقت بودن، مرگ اندیشی و مرگ قبل از مرگ، مطرح شده است که در مجموع با وجود لفظ های غیر مشترک، مضمون &#160;نظرات هر دو شخصیت مطرح شده در تحقیق، با درصد بالایی به هم شباهت دارد. البته که مضمون تعالی خویشتن در نگاه مولانا مراتب بیشتر و نتایج گسترده تری از مفاهیم ارائه شده توسط ویکتور فرانکل دارد.},
keywords_fa = {تعالی خویشتن, مولانا, فرانکل, معنی, رنج},

doi = {10.52547/pje.13.25.199},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1102-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1102-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {mirpoorian, masoome sadat and mobasheri, mahboobe},  
title = {The Critical Discourse Analysis of two debates on Suofi ‘s rejection and defence from Safavid dynasty}, 
abstract ={Summary: Rejections and defences are one of the variety of literary texts that criticized Sufism and because of the particular position of the Safavi dynasty against the Sufism, especially from the middle of eleventh century was extremely popular. The Safavid government, by applying its policies in relation to the Mysticism, created an opportunity for each of the Mysticism&#8217;s opponents and defenders to express their position on the matter. The two Works of the &#8220;osool -e-fosoole-tozih&#8221; and the &#8220;allegorical debates of the cat and mouse&#8221; that underlie this research include comprehensive and controversial discussions among Ulama and Sufis on rejecting or accepting the Sufi attitude in this period on Mysticism. In this research reviewed two debates related to this period of time in the method of Critical Discourse Analysis and it becomes clear how the position of the jurists against the Sufis was and how the jurists criticized their Sufi beliefs, speech and behavior.By comparing the components of these two works, it becomes clear how the position of the jurists against the Sufis was and how the jurists criticized their Sufi beliefs, speech and behavior. Accordingly, in the criticism of this period, which is influenced by the social and historical context of the Safavid era, some jurists have explicitly rejected Sufism and criticized it in a binding language, and some also favored Sufism. Have. Alongside this view, people in the cat-and-mouse game have voiced their criticisms in a persuasive language and left the judgment to the reader.},  
Keywords = {rejection, defence, Ossool Fossool al-Ttowzih, Mouse and Cat, Safavi},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {221-240}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {تحلیل گفتمان انتقادی دو مناظرۀ دورۀ صفوی در رد و دفاع صوفیه},
abstract_fa ={چکیده: کتاب&#173;های ردیه و دفاعیۀ تصوف در زمرۀ متون عرفانی هستند که به نقد تصوف می&#173;پردازند. دو اثر اصول فصول&#173;التوضیح و مناظرۀ تمثیلی پند اهل دانش و هوش از زبان گربه و موش که مبنای این پژوهش قرار گرفته است، جامع جدال علما و متصوفه در رد یا پذیرش نگرۀ صوفیانه در دوران حکومت صفوی است. از طریق تحلیل گفتمان انتقادیِ این آثار موضع فقها در برابر صوفیان و همچنین مواضع دفاعیه&#173;نویسان در جانبداری از صوفیه روشن می&#173;شود. بر این اساس برخی علما و فقها با تأثیرپذیری از ایدئولوژی- گفتمانی مسلط در دورۀ صفوی، به صورت واضح و آشکار و با زبانی الزام&#173;آور تصوف را به بوتۀ نقد کشیده و بعضی با همان وضوح از آن جانبداری کرده&#173;اند. در کنار این دیدگاه برخی نیز در بازی موش و گربه با زبانی اقناعی، قضاوت را بر عهدۀ خواننده گزارده&#173;اند.},
keywords_fa = {ردیه, دفاعیه, اصول فصول التوضیح, پند اهل دانش و هوش از بان گربه و موش, صفویه.},

doi = {10.52547/pje.13.25.221},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1027-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1027-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {miri, mihammad and ramazani, has},  
title = {The need for a devotee in passing the way of spiritual journey}, 
abstract ={The people of spiritual knowledge, in all over the history of Islamic mysticism emphasized on the need for a devotee for a disciple who wants to pass the way of spiritual journey. To asset this claim, they, sometimes, have appealed to Quranic verses, prophetic traditions, and prophet custom, and sometimes, according to intellectual principle obligated that the disciple have to follow the people of full knowing. For this reason they say that following a master and full knowing person may make the journey speedy and save him from deviations. Taking to attention these tow principles, we can examine the arguments mentioned above for need of a devotee in passing the way of spiritual journey. So, we can say that (a) there are two kinds of devotees or masters: special master, and general; (b) mystics, also, say that there are differences between wayfarer who want to pass the way of spiritual journey: some of them are just in the begging, and some of them are in the developed degrees. In accord with these principles we might say that following to special master, e.g. innocent leader, is necessary for every degrees of passing the way of spiritual journey, but in developed degree of journey it is necessary that wayfarers must follow a master who is qualified in accord with sacred law, although the beginning of spiritual journey is not bounded to following of so full master anyway.},  
Keywords = {Spiritual journey, Devotee and disciple, Special master, General master.},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {241-261}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {اندازه گیری بایستگی وجود پیر و مرشد در طریق سیر و سلوک},
abstract_fa ={اهل معرفت در طول تاریخ عرفان اسلامی بر ضرورت وجود شیخ و مرشد برای سالک تأکید کرده&#173;اند. آنها برای اثبات این نگاه خود، گاهی به آیات و روایات و گاهی به سیره رسول گرامی اسلام (ص) تمسک جسته و گاهی این مسأله را از باب قاعده عقلی رجوع به اهل خُبره لازم دانسته&#173;اند. از دیگر استدلال&#173;های ایشان آن است که داشتن استاد موجب سرعت سیر سالک گشته و او را از انحرافات پیش&#173;رو مصونیت می&#173;بخشد. با توجه به دو معیار می&#173;توان اندازه دلالت استدلال&#173;های فوق را بر بایستگی وجود پیر و مرشد در طریق سیر و سلوک سنجید: اول: آن که استاد تقسیم می&#173;شود به استاد خاص و استاد عام. و دوم: آن که عارفان در ضرورت وجود شیخ برای سالک، میان سالک مبتدی و سالک پیشرفته تفاوت&#173;هایی قائلند. با توجه به دو معیار پیش&#173;گفته، پیروی از استاد خاص یعنی امام معصوم در همه مراحل سیر و سلوک ضروری است. و اما در مورد استاد عام حائز شرایط، دنباله&#173;روی از او در چارچوب شرع برای سالکی که در مراحل پیشرفته سلوکی است اجتناب ناپذیر می&#173;باشد. و اما ابتدای سلوک به هیچ وجه متوقف بر داشتن چنین استادی نیست.},
keywords_fa = {سیر و سلوک’ مرید و مراد’ استاد خاص’ استاد عام},

doi = {10.52547/pje.13.25.241},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1063-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1063-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {hemati, amirhossi},  
title = {The Role of Abolghasem Qoshiri in approximating the different tarighat views on the guardians knowledge of his guardianship}, 
abstract ={The belief in the idea that the saints are unobservable to the eyes of the strangers is one of the few concepts the sufis have a consensus on. It is a widely accepted belief in Islamic mysticism and sufism that the saints hide beneath God&#8217;s covering and that no one will know about them except with God&#8217;s will. Evidence for this can be found in the Qodsian Hadith &#8216;The saints are under my dome, and no one can recognize them except for me&#8221;. Another issue over which there is much less of an agreement among epistemologists concerns whether the saint has awareness of being assigned authority by God. This has been a controversial issue among the Sufis, with two mains opposing camps standing up against each other. Both of the two camps have put forth their own respective reasons to support their opinions, which are difficult to accept or refute. This difficulty in the definitve acceptance or rejection of these two views has led to the formation of a third camp, attempting to take the middle approach so as to end a doctrinal dispute. The most prominent figure in the third group is Abolghasem Qashiri. The present study is an attempt to shed light on the most important issues and arguments related to this controversy. &#160;},  
Keywords = {wali, welayah, Abubakr ben Forak, Abu ali Daqaq, Abuisaac Esfarayeni, Abolghasem Qoshiri},
volume = {13},
Number = {1}, 
pages = {263-287}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {«نقش ابوالقاسم قشیری، در تقریبِ دیدگاه‌های مختلفِ اهل طریقت،  در باب علمِ ولیّ از ولایتِ خویش»},
abstract_fa ={اعتقاد به مخفی و محجوب بودنِ اولیا&#8204;ء&#8204;الله از چشمِ اغیار، یکی از معدود مسائل مورد اتفاق، در بین اهلِ تصوّف است. باور به این نکته که اولیا در زیرِ قبابِ حق مستور هستند، و تا ارادۀ خداوند، و هم&#173;چنین خواستِ ولیّ در کار نباشد، کسی از وجودِ ایشان باخبر نخواهد شد، باوری رایج و پذیرفته شده در تصوّف و عرفان اسلامی به&#8204;شمار می&#8204;آمده &#8204;است. مستند اهل عرفان در پایبندی به این باور، حدیثِ قُدسی &#171;اولیایی تَحتَ قِبابی لا یَعرفُهُم غَیری&#187; است. موضوعی دیگر که در ادامۀ همین مبحث، در میان اهل طریقت مطرح گردیده، اما دربارۀ آن اختلاف نظر پدید آمده است، عدمِ توافق درخصوص آگاهی یا بی&#8204;اطلاعی ولیّ از نائل گردیدن خویش به مقامِ ولایت است. این موضوع، در ردیف مسائلی قرار دارد که میان اهل تصوّف بر سرِ آن منازعه وجود داشته است. مجادله&#8204;هایی که سبب شده، دو گروهِ موافق و مخالف، به موضع&#8204;گیری در برابر هم بپردازند. هرکدام از این گروه&#173;ها، برای موافقت یا مخالفتِ خود با این امر، دلایلی نیز ارائه کرده&#8204;اند. دلایلی که پذیرفتن یا رد کردن آن&#173;ها به&#8204;آسانی امکان&#8204;پذیر نیست. همین عدمِ سهولت در پذیرشِ دلایلِ یک گروه و انکارِ براهینِ گروه دیگر، سبب شده، دسته&#173;ای سوم در این میان پدید آیند که سعی داشته&#8204;اند نظری حدِّ فاصل میانِ گروه موافق و مخالف ابراز کنند و به نزاعی عقیدتی پایان بخشند. شاخص&#8204;ترین چهرۀ این گروه اخیر، ابوالقاسم قشیری است. این جستار، بر آن است تا ضمنِ روشن ساختنِ خطوطِ اصلی و مهم&#173;ترین مسائلِ مرتبط با این موضوع، نقشِ ابوالقاسم قشیری در تقریبِ آراءِ دو گروهِ درگیر در این نزاعِ فکری را برای مخاطبِ کلام روشن سازد. &#160;},
keywords_fa = {ولیّ, ولایت, ابوبکر بن فورک, ابوعلی دقّاق, ابواسحاق اسفراینی, ابوالقاسم قشیری},

doi = {10.52547/pje.13.25.263},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1137-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1137-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2021}  
}

@article{ 
author = {tasdighy, somayeh},  
title = {Graduated from Allameh Tabatabai University with a PhD in Persian Literature 
A Cognitive Study of the Imaginary Element in Masnavi}, 
abstract ={the book The Metaphors We Live By. In his view, metaphor was no longer merely a rhetorical and specific element of the language of poetry, but they believed that the basis of human thought was metaphorical. Although cognitive metaphors were first explored in everyday language, but given the abstraction of mystical language, it slowly replaced its place in mystical studies. Rumi&#39;s Masnavi is one of the largest books of mystical poetry in which cognitive study of abstract concepts has a special place. One of these concepts is imagination. This research is a descriptive-analytic study of the element of imagination in Rumi&#39;s Masnavi. Initially, a report is presented on the types of cognitive metaphors centered on imagination in Masnavi, and then the author analyzes these metaphors from a cognitive perspective. An examination of the cognitive form of imagination in Rumi&#39;s Masnavi shows that he has chosen the sensory or objective realms of main target in order to conceive of this abstract concept.Among the metaphors used by Rumi in Masnavi, &#34;imagination is Volumetric &#34; and &#34;imagination is vital&#34; have the most frequency, followed by &#34;imagination is image / picture&#34; and &#34;imagination is trap&#34;. They appear to reflect Rumi&#39;s vision of the imagination. Keywords: Cognitive Metaphor, Mysticism, Rumi, Masnavi, Imagination. &#160;},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {1-24}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {بررسی عنصر خیال در مثنوی از منظر شناختی},
abstract_fa ={چکیده: نظریه استعاره&#8204;های شناختی یا مفهومی اولین&#8204;بار توسط&#160; لیکاف و جانسون مطرح شد. طبق نظر ایشان، استعاره&#8204; دیگر تنها عنصری بلاغی و مختص زبان شعر نبود، بلکه زیربنای تفکر انسان، استعاری است. ابتدا استعاره&#8204;های شناختی در زبان روزمره&#160; بررسی شد، اما با توجه به انتزاعی بودن زبان عرفان، آرام جای خود را در مطالعات عرفانی باز کرد. در مثنوی بررسی شناختی مفاهیم انتزاعی جایگاه ویژه&#8204;ای دارد. یکی از این مفاهیم خیال است. این پژوهش به دنبال بررسی شناختی عنصر خیال در مثنوی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است. بررسی عنصر خیال در قالب شناختی در مثنوی نشان می&#8204;دهد که وی به منظور ملموس کردن این مفهوم انتزاعی، قلمروهای مبدأ حسی یا عینی را برای آن انتخاب کرده است. از بین استعاره&#8204;هایی که مولانا با محوریت خیال در مثنوی به&#8204;کار برده است، &#171;خیال مظروف است&#187; و &#171;خیال حیات&#8204;مند است&#187; بیشترین بسامد را دارند و پس از آن &#171;خیال تصویر/ عکس است&#187; و &#171;خیال دام است&#187; در مرتبه بعد قرار می&#8204;گیرند که منعکس&#8204;کننده نگاه مولانا به خیال می&#8204;باشند. نتایج تحقیق نشان می&#8204;دهند که در مثنوی، به مظروف بودن خیال بیش از ظرف بودن آن توجه شده است.. ازطرف دیگر، در تفکر مولانا، هرچه جز &#171;خداوند واحد حی ودود&#187; خیال است. کلیدواژه&#8204;ها: استعاره شناختی، عرفان، مولانا، مثنوی، خیال &#160;},
keywords_fa = {کلیدواژه‌ها: استعاره شناختی, عرفان, مولانا, مثنوی, خیال},

doi = {10.52547/pje.13.26.1},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1456-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1456-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {sabetghadam, leila and mohammadzadeh, aliasghar},  
title = {Genealogy and different types of ascending and descending arc theory in Islamic mysticism}, 
abstract ={Abstract: The arc of ascent and descent is one of the basic theories in Islamic mysticism. This theory explains the system of existence of universe and its relation to the existence of God and considers the beings of the universe in two arcs of descent and ascent, which originate from the only real existence and return to it in a circle. Leading article seeks with interest to historical and narrative research methods in terms of commonalities and explanatory differences various this theory is found in the words of mystics. Finally trying to find the roots historically and ideologically, cause this theory in Islamic mysticism. Among the three factors influencing the development of this theory are: Aqaba Philosophical Discussion of Creation process; Acceptance of the theory of the unity of existence and the tendency to perfection and conduct in Mysticism. Keywords: The arc of ascent and descent, Islamic mysticism, manifestation, unity of existence, evolution &#160;},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {25-42}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {تبارشناسی و گونه‌های مختلف نظریه قوس صعود و نزول 
در عرفان اسلامی},
abstract_fa ={چکیده: قوس صعود و نزول از نظریه&#173;های پایه در عرفان اسلامی است. این نظریه به تبیین نظام هستی و ارتباط آن با وجود حضرت حق (خداوند) می&#173;پردازد و موجودات عالم را در دو قوس نزول و صعود در نظر می&#173;گیرد که از یگانه وجود حقیقی نشئت گرفته و به صورت دایره&#173;وار به آن بازمی&#173;گردند. مقاله پیش&#173;رو درصدد است با بهره&#8204;گیری از روش پژوهشی تاریخی و نقلی به وجه اشتراکات و تمایزات تبیین&#173;های مختلف این نظریه در کلمات عرفا دست پیدا کند. درنهایت تلاش بر یافتن ریشه&#173;های تاریخی و عقیدتی موجد این نظریه در عرفان اسلامی است. ازجمله سه عامل در ایجاد این نظریه تأثیرگذار تشخیص داده می&#173;شوند که عبارت&#8204;اند از: عقبه فلسفی بحث از فرایند خلقت؛ پذیرش نظریه وحدت وجود و گرایش به کمال و سیر و سلوک در عرفان. &#160;},
keywords_fa = {کلیدواژه‌ها: قوس صعود و نزول, عرفان اسلامی, تجلی, وحدت وجود, تکامل},

doi = {10.52547/pje.13.26.23},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1457-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1457-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {hamzeian, azim and tabatabayivaez, amirmohamm},  
title = {Analyzing the Schechner\'s concept of Actuals with an approach to the concept of “VAGHE’E” in Islamic mysticism}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {43-63}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {تحلیل مفهوم «Actual» در نظریه اجرا شکنر
با رویکردی به مفهوم «واقعه» در عرفان اسلامی},
abstract_fa ={چکیده: هنر و عرفان از دیرباز با یکدیگر ارتباط داشته&#8204;اند.&#8204; تئاتر یکی از هنرهایی است که از جنبه&#8204;های گوناگون با عرفان و مناسک عملی تصوف مرتبط است. ریچارد شکنر(1943م) نظریه&#8204;پرداز معاصر در حوزه اجرا و نمایش، در اثر خود با عنوان: &#171;نظریه اجرا&#187; (Performance Theory) از نوعی فرم اجرایی سخن می&#8204;گوید که&#8204;&#8204; می&#8204;تواند از جهات گوناگون همچون وجود &#171;Actuals&#187; در بطن اجرا، با &#171;واقعه&#8204;&#8204;&#8204;های&#187; عرفانی که در اثر مکاشفه بر قلب سالک ریخته می&#8204;شود، ارتباط داشته باشد. او در تحلیل این مفهوم به نظریات میرچا الیاده (1986-1907م) اشاره می&#8204;کند، که برمبنای آن وقوع &#171;Actuals&#187;، اجراگران را در زمان و مکانی قدسی قرار می&#8204;دهد. &#171;واقعه عرفانی&#187; در عرفان اسلامی نیز حالتی ذکر شده که برای سالک براثر انجام اعمال بدنی خاصی همچون برخی از ریاضت&#8204;ها، روی می&#8204;دهد. بنابراین به نظر می&#8204;رسد در دو مفهوم پیش&#8204;گفته، ازیک&#8204;سو با &#171;عمل&#187; و فعالیت&#8204;های اجرایی و ازسوی&#8204;دیگر با رویدادی قدسی مواجه هستیم. در این جستار برآنیم تا پس از شرح مختصری از نظریه اجرای شکنر، با بررسی و تبیین آرای صوفیانی که در رابطه &#171;واقعه&#187; عرفانی سخن گفته&#8204; یا قلم زده&#8204;اند، به واکاوی مفهوم &#171;Actual&#187; بپردازیم. لازم به ذکر است این پژوهش به شیوه مطالعات کتابخانه&#8204;ای و با روش مقایسه&#8204;ای انجام شده است. &#160;},
keywords_fa = {کلیدواژه‌ها: هنر اجرا, عرفان اسلامی, شکنر, «Actual», واقعه},

doi = {10.52547/pje.13.26.41},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1459-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1459-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {rostami, ebrahim and banaikheirabai, mohammadali},  
title = {Analysis of human voluntary action based on the conceptual, skeptical and personal unity of existence}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {65-86}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {تحلیل فعل اختیاری انسان
براساس وحدت مفهومی، تشکیکی و شخصی وجود},
abstract_fa ={مسئله فعل اختیاری انسان ازیک&#8204;سو با برخی از صفات الهی مانند: توحید- افعالی- ، علم، اراده، قدرت و ازسوی&#8204;دیگر با بعضی از آموزه&#8204;های دینی مانند: بهشت، جهنم، تکلیف و ... کاملاً مرتبط است. در تبیین این مسئله برخی جانب جبر رفته&#8204;اند و برخی قائل به تفویض شده&#8204;اند. از اهداف پژوهش حاضر آن است که تحلیل فعل اختیاری انسان به&#8204;گونه&#8204;ای صورت پذیرد که هماهنگ با صفات الهی و مؤید آموزه&#8204;های دینی باشد. ازاین&#8204;رو در این پژوهش به تحلیل فعل اختیاری انسان براساس وحدت مفهومی، تشکیکی و شخصی وجود پرداخته شده است و سپس میان نتایج این تحلیل&#8204;ها با محتوای نصوص دینی، مقایسه&#8204;ای صورت گرفته است. در ادامه با روش تحلیلی، ابعاد فعل اختیاری انسان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از یافته&#8204;های تحقیق آن است که: هریک از این سه تحلیل، منطبق با برخی از آیات قرآن کریم است و افعال اختیاری انسان اعم از حسنه و سیّئه دارای دو بُعدِ حقّی و خَلقی است. &#160;},
keywords_fa = {: انسان, فعل اختیاری, وحدت مفهومی, وحدت تشکیکی, وحدت شخصی},

doi = {10.52547/pje.13.26.61},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1460-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1460-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {shojaai, malek},  
title = {Fardid and the mystical-critical Hermeneutics of the West}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {87-107}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {فردید و هرمنوتیکِ عرفانی – انتقادیِ غرب},
abstract_fa ={چکیده: سید احمد فردید با تلفیقی که از فلسفه هرمنوتیکی هایدگر و عرفان ابن&#8204;عربی به دست داده است نماینده یکی از رویکردهای معاصر در مواجهه انتقادی با غرب است. وی با اتکا به کاوش&#8204;های اتیمولوژیک و بهره&#8204;گیری از آرای عرفای اسلامی به&#8204;ویژه عرفان نظری ابن&#8204;عربی، رویکرد اشراقی کربن و خوانشی خاص از فلسفه هایدگر و... به مقولات و مفاهیمی خاص برای صورت&#8204;بندی مفهومی مواجهه &#171;ما&#187; و &#171;غرب&#187; دست یافته است. برای فردید، غرب و به همان&#8204;سان شرق، مفاهیم انتولوژیک هستند. غرب و شرق عبارت&#8204;اند از دوگونه اونتولوژی و دوگونه فهم از وجود فی&#173;نفسه که خودشان را در دو سنت و تاریخ گوناگون، دو فرهنگ و تمدن مختلف و در دو گونه نظام اجتماعی متفاوت آشکار می&#8204;سازند.&#160; این نوشتار می&#8204;کوشد تا به تحلیل مبانی و لوازم این مواجهه و دستاوردهای آن برای اندیشه ایران معاصر بپردازد},
keywords_fa = {کلید واژه‌ها: فردید, غرب‌شناسی, هرمنوتیک, هایدگر, ابن‌عربی, هانری کربن},

doi = {10.52547/pje.13.26.83},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1461-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1461-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {sharifpour, enyatullah and alipoor, sedigheh},  
title = {The dominant courses of praise  With look to Islamic gnosis and Other religion}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {109-132}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {سویۀ استعلایی پرستش در عرفان اسلامی
با نیم‌نگاهی به ادیان دیگر},
abstract_fa ={چکیده: پرستش امری انسانی است که از آغاز خلقت تاکنون روح انسان را به&#8204;سمت یک نقطۀ متمرکز (خدا) سمت و سوق بخشیده است. ادیان مختلف باوجود اختلافات ظاهری در نیت&#8204;مندی گرایشات دینی و ظهور عملکردیشان در ارائۀ مناسک عبادی، همه به امر پرستش، گرایش داشته&#8204;اند؛ همچنین در مسیر استعلای روح انسانی که همانا مایۀ رهایی و رستگاری است، پویا بوده&#8204;اند.&#160; یکی از دیدگاه&#8204;های مهم قابل تحلیل در این زمینه، دیدگاه عرفانی است که تقریباً در ادیان مختلف، پرستش را به&#8204;گونۀ معرفت درونی از طریق رابطۀ عاطفی انسان با خدا، تبیین می&#8204;نماید. این مقاله می&#8204;کوشد تا ابتدا به اثبات گرایش فطری همۀ ادیان به یکتاپرستی و استعلا، با توجه به منابع مکتوب عرفان اسلامی و استناد به آیات قرآنی و نگرش&#8204;های ادیان دیگر بپردازد. سپس مفهوم گرایش عقلانی دینی و امر پرستش را در میان ادیان مختلف و عرفان اسلامی بررسی کرده و گونه&#8204;های ظهور عملکردی آن&#8204;ها را بیان نماید. درنهایت به بررسی سویه&#8204;های استدلالی فعل پرستش که اساساً از بُعد عاطفی انسان نشئت گرفته است، می&#8204;پردازد},
keywords_fa = {پرستش, ادیان اسلامی,عرفان, حیث التفاتی, سویه های استلال عاطفی},

doi = {10.52547/pje.13.26.103},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1462-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1462-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {sadrai, roghayeh},  
title = {Analyzing the speech acts in Hajviri\'s Kashfolmahjub regarding Sorel\'s theory}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {133-166}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {بررسی کنش‌های گفتاری در کشف المحجوب هجویری
 با تکیه بر نظریه سرل},
abstract_fa ={چکیده: کشف&#8204;المحجوب از قدیمی&#8204;ترین و مهم&#8204;ترین متون نثرعرفانی است؛ به همین دلیل از زوایای مختلف موردتوجه محققان ادبی به&#8204;ویژه عرفان&#8204;پژوهان بوده است. در این مقاله، بارویکردی نو و براساس نظریه کنش&#8204;گفتاری جان راجرز سرل و طبقه&#8204;بندی پنج&#8204;گانه او از کنش&#8204;های گفتاری و نمونه&#8204;برداری سیستماتیک، پاره&#8204;گفتارهای کشف&#8204;المحجوب، تحلیل شده است. از دیدگاه سرل هر شخص هنگام سخن گفتن فعلی را انجام می&#8204;دهد و مخاطب با توجه به بافت آن را درک می&#8204;کند. و مقصود از فعل (کنش) گفتاری به معنای خاص آن کاری است که گوینده ضمن سخن انجام می&#8204;دهد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی کنش&#8204;های گفتاری در متن کشف&#8204;المحجوب را واکاوی می&#8204;کند. نتایج به&#8204;دست آمده نشان می&#8204;دهد کنش&#8204;های گفتاری اظهاری بیشترین بسامد را دارد. &#160;},
keywords_fa = {کلیدواژه‌‌ها: کشف‌المحجوب, گفتمان عرفانی, کنش‌های گفتاری, نظریه سرل},

doi = {10.52547/pje.13.26.127},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1463-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1463-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {tabatabai, fatemeh},  
title = {Mystical study of the concept of &#34;Nothing&#34; with emphasis on the views of Imam Khomeini}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {167-193}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {بررسی عرفانی مفهوم «هیچ» با تأکید بر آرای امام خمینی},
abstract_fa ={چکیده: امام خمینی به&#8204;طور مکرر از واژه &#171;هیچ&#187; استفاده کرده و آن را صفت خود و &#171;ما سوی الله&#187; دانسته و فهم و باورآن را برای انسان&#8204;هایی که طالب کمال و لقای معبود مطلق&#8204;اند ضروری &#8204;شمرده&#8204;اند. هیچ را می&#8204;توان از منظر وجودشناسی ازآن&#8204;جهت که فاقد هرگونه تعینی است و از &#171;هویت غیبی&#187; و&#171;مجهول مطلق&#187; حکایت می&#8204;کند، بالاترین مرتبه از مراتب هستی و عالی&#8204;ترین جلوه ذات الهی یعنی &#171;وجود بشرط لا&#187; و مقام &#171;احدیت&#187; دانست و از جنبه معرفت&#8204;شناسی نیز عالی&#8204;ترین مرتبه ازمراتب شهود و مشاهده انسان و از مصادیق &#171;یدرک و لا یوصف&#187; برشمرد. ازسویی&#8204;دیگر می&#8204;تواند&#160; نقطه پیوند دو ساحت وجود و معرفت انسانِ جویای حقیقت باشد. ازاین&#8204;رو نیل به این مقام مستلزم آن است که سالک در سیر انفسی و انبساط وجودی به بالاترین مرتبه وجود خود یعنی مراتب &#171;سرّ&#187; و &#171;خفی&#187; رسیده و با فنای وجهه خلقی، وجهه حقی&#8204;اش ظهور یابد و به لحاظ معرفتی نیز به والاترین مراتب معرفت؛ یعنی توحید شهودی راه یافته باشد. هدف پژوهش حاضر این است که با استناد به آموزه&#8204;ها و مبانی عرفانی امام خمینی به شیوه توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه&#8204;ای مراد ایشان را از واژه &#171;هیچ&#187; بیان کرده و چگونگی نیل به آن را بررسی کند. &#160;},
keywords_fa = {کلیدواژه‌ها: هیچ, توحید, فنا, بقا, نیستی, الهیات سلبی, امام خمینی},

doi = {10.52547/pje.13.26.161},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1464-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1464-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {azizi, ali and sparham, davoo},  
title = {Political language of  Khorasan Sufism
(with emphasis on fighting norms and norm-building)}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {195-221}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {زبان سیاسی صوفیه خراسان
 با تکیه بر هنجارگریزی و هنجارسازی},
abstract_fa ={چکیده: یکی از ویژگی&#173;های تصوف خراسانی که آن را&#160; از گونه&#173;های دیگر تصوف متمایز می&#173;کند، پیوندی است که با زندگی اجتماعی و مسائل پیرامون آن دارد. ازجمله موضوعات قابل تأمل و بررسی در تصوف خراسانی مسئله سیاست است. تصوف خراسانی با وجود پذیرش نظریه سیاسی حاکم که به واقع همان نظام خلافت سنی بود، چندان از شیوه عملی سیاست&#8204;ورزان رضایت نداشتند. بدین&#8204;منظور ازطرفی در جهت نفی و اصلاح سیستم موجود کوشیدند، و ازطرف&#8204;دیگر، به پی&#8204;ریزی ارزش&#8204;های جایگزین دست یازیدند. عمده فعالیت سیاسی صوفیان در سه قالب فعل(عمل)؛ اندیشه؛ و زبان، قابل بررسی هستند و عنوان &#171; زبان سیاسی&#187; عنوانی جامع برای آن&#8204;ها است. طبق بررسی&#8204;های صورت گرفته بیشترین هنجارگریزی و رفتارهای سیاسی صوفیه در حوزه اندیشه و سپس رفتارهای عملی صورت گرفته است. واضح است که بررسی و تحلیل متون صوفیه از منظر جامعه&#8204;شناسی و نظریه&#8204;های سیاسی می&#8204;تواند جوانبی از این متون را آشکار کند که پیش از این در پرده&#8204;های قدسی خود را پنهان ساخته بودند},
keywords_fa = {کلیدواژها: تصوف خراسانی, سیاست, زبان, سده‌های میانه},

doi = {10.52547/pje.13.26.187},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1465-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1465-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {askari, hamid and ghasemi, mohammadhossei},  
title = {}, 
abstract ={},  
Keywords = {Concepts and Components of Rumi's Samā Dance in Mowlavi's Symphonic Poem by Hooshang Kamkar},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {223-245}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {مفاهیم و مؤلفه‌های سماع مولویان
 در پوئم سمفونیک مولوی، اثر هوشنگ کامکار},
abstract_fa ={چکیده: مولوی یکی از حلقه&#8204;های مهم پیوند بین جریان &#171;عرفان ایرانی- اسلامی&#187; با موسیقی بوده است؛ حلقه&#8204;ای که بیش از هرچیز در سنت&#8204;های سماع تجلی یافته است. پژوهش حاضر ویژگی&#8204;های موسیقی عرفانی را برشمرده و رابطه بین مولانا و موسیقی را تبیین کرده است. جهت بررسی امکان تجلی مفاهیم عرفانی در یک اثر موسیقایی &#171;پوئم سمفونیک مولوی&#187; ساخته&#173; هوشنگ کامکار که برای هشت&#8204;صدمین سالگرد تولد مولانا ساخته شده بود، به&#8204;عنوان مطالعه موردی انتخاب گردید. این پژوهش به شیوۀ کتابخانه&#173;ای و بررسی نت&#8204;نوشت( پارتیتور) این اثر انجام شد و ضمن تحلیل مختصر آن از جنبۀ موسیقی، بازتاب مفاهیم عرفانی در پوئم سمفونیک مولانا مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش امکان تجلی مفاهیم و مؤلفه&#8204;های اشعار عرفانی در یک اثر موسیقی را اثبات کرد و بیشترین تأثیرپذیری این اثر از مفاهیم و مؤلفه&#173;های سماع مولویان در بهره&#8204;گیری از ویژگی&#8204;های ریتمیک حاصل از اشعار مولانا را ارزیابی نمود},
keywords_fa = {کلیدواژه‌ها: موسیقی عرفانی, عرفان ایرانی – اسلامی, سماع, هوشنگ کامکار, پوئم سمفونیک مولوی –	آزاده‌فر, محمدرضا. (1393), «دیدگاه‌های فلسفی و عرفانی در توصیف موسیقی و میزان باورپذیری آن در نزد نسل جوان موسیقی», نشریه هنرهای زیبا- هنرهای نمایشی و موسیقی, شماره 19, 24- 17.
–	افلاکی, شمس‌الدین احمد. (1959م), مناقب العارفین, تصحیح تحسین یازیچی, آنقره: انجمن تاریخ ترک.
–	باخرزی, ابوالمفاخر یحیی. (1382), اورادالاحباب و فصوص‌الآداب, به کوشش ایرج افشار, تهران: دانشگاه تهران.
–	بلخاری, حسن .(1382), سرگذشت هنر در تمدن اسلامی. تهران: حسن افرا.
–	بورخس, خورخه لویس. (1381), این هنر شعر, ترجمه میمنت میرصادقی, تهران: نیلوفر.
–	تفضلی, ابوالقاسم. (1375), سماع درویشان در تربت مولانا, تهران: فاخته.
–	تیورک, رالف. (1390), مبانی فرم و فرم‌های موسیقی, مترجم محسن الهامیان, ویراستار طاهره ایرانی, تهران: پارت.
–	حاکمی, اسماعیل. (1384), سماع در تصوف, تهران: دانشگاه تهران.
–	دشتی, علی. (1383), سیری در دیوان شمس, تهران: زوار.
–	دوبوکور, مونیک. (1373), رمزهای زنده جان. ترجمه جلال ستاری, تهران: مرکز.
–	زرین‌کوب, عبدالحسین. (1373),  ارزش میراث صوفیه, تهران: امیرکبیر.
–	سلطانی, منظر و سعید پورعظیمی. (1390), «سماع, موسیقی و معنی گریزی در غزل مولوی», پژوهشنامه عرفان, شماره ۵, 56- 32.
–	شایسته, حسین و عبدالحسین خسروپناه. (1393), «بررسی تأثیر مبانی عرفان اسلامی بر فرم و محتوای موسیقی», نشریه هنرهای زیبا- هنرهای نمایشی و موسیقی, شماره 49, , 16-5.
–	شفیعی کدکنی, محمدرضا. (1379), موسیقی شعر, تهران: آگاه.
–	شوالیه, ژان و آلن گربران. (1382), فرهنگ نمادها, ترجمه سودابه فضایلی. تهران: جیحون.
–	صائب, محمدعلی. ( 1383), دیوان صائب, به کوشش محمد قهرمان, تهران: علمی و فرهنگی
–	صفوت, داریوش. (1389), هشت گفتار درباره فلسفه موسیقی, تهران: کتابسرای نیک.
–	غیاثی, محمدتقی. (1368), درآمدی بر سبک‌شناسی ساختاری, تهران: شعله‌ اندیشه.
–	فریدلندر, ایرا. (1382), مولانا و چرخ درویشان, ترجمه شکوفه کاوانی, تهران: زریاب.
–	فنایی اشکوری, محمد. (1375), علم حضوری, قم: موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی.
–	قاسم‌زاده, مهدی. (1386), «پس غذای عاشقان آمد سماع (گفتاری درباره پیوند سماع صوفیان و ساختار موسیقایی غزلیات مولانا)», کتاب ماه ادبیات, شماره 120, 71-67.
–	کاشانی, عزالدین محمود. (1382), مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه, مقدمه و تصحیح و توضیحات عفت کرباسی  و محمدرضا برزگر خالقی, تهران: زوار.
–	کامکار, هوشنگ. (1386), پارتیتور پوئم سمفونیک مولوی, منتشر نشده.
–	______________ . (1398), مصاحبه توسط محمدحسین قاسمی, مصاحبه منتشر نشده.
–	ک‍ل‍ی‍ن‍ی‌, م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ ی‍ع‍ق‍وب. (1362), الکافی, تهران: الاسلامیه.   
–	کول, ویلیام. (1369), فرم موسیقی, تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
–	مایل هروی, نجیب. (1372),  اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن, تهران: نی.
–	مدرسی, حسین. (1380), فرهنگ توصیفی اصطلاحات عروض, تهران: سمت.
–	م‍ول‍وی‌, ج‍لال‌ال‍دی‍ن‌ م‍ح‍م‍د. (1383), دیوان کامل شمس تبریزی, مقدمه و شرح حال جلال‌الدین همایی, حواشی محمود علمی, تهران: بدرقه جاویدان.
–	_____________________ . (1384),  م‍ث‍ن‍وی‌ م‍ع‍ن‍وی‌, ب‍راس‍اس‌ ن‍س‍خ‍ه‌ ق‍ون‍ی‍ه‌ م‍ک‍ت‍وب‌ ب‍ه‌ س‍ال‌ ۶۷۷ق‌ و م‍ق‍اب‍ل‍ه‌ ب‍ا ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌ و طب‍ع‌ ن‍ی‍ک‍ل‍س‍ون‌, ت‍ص‍ح‍ی‍ح‌, م‍ق‍دم‍ه‌ و ک‍ش‍ف‌الاب‍ی‍ات‌ ق‍وام‌ال‍دی‍ن‌ خ‍رم‍ش‍اه‍ی, تهران: دوستان.
–	میلر, لوید. (1384), موسیقی و آواز در ایران, ترجمه محسن الهامیان, تهران: ثالث.
–	نصر, سید حسین. (1389), هنر و معنویت اسلامی, ترجمه رحیم قاسمیان, تهران: حکمت.
–	نوریان, سیدمهدی. (1388), «اندیشه‌های مولانا در اشعار شورانگیز صائب, پژوهشنامه زبان و ادب فارسی, 10-1.
–	Royce, p.a (2002). The anthropology of dance. UK: H. Charlesworth & Co.
–	Williams, D (2004). Antropology and the dance. Illinois: University of Illinois press.},

doi = {10.52547/pje.13.26.213},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1466-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1466-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {mosavi, zahra and hosseinishahroodi, mortez},  
title = {Mulla Sadra Methodology; Objectivity with mystical views}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {247-268}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {روش‌شناسی ملاصدرا؛ عینیت با دیدگاه‌های عرفانی},
abstract_fa ={چکیده: صدرالمتالهین، بنیان&#8204;گذار حکمت متعالیه، روشی برای بیان دیدگاه&#8204;های خود برگزیده است که پس از او موجب ظهور اختلاف نظر در تفسیر برخی مسائل حکمت متعالیه شده است. او پیرامون یک مسئله، در مواضع گوناگون، متفاوت سخن گفته &#8204;است. این عملکرد فهم نظر نهایی ملاصدرا و دیدگاه خاص حکمت متعالیه درخصوص مسئله مزبور را دشوار کرده&#8204; است. پژوهش حاضر که به روش کتابخانه&#8204;ای و توصیفی &#8211; تحلیلی نگاشته شده، می&#8204;کوشد (با التفات به اموری همچون وحدت مبانی حکمت متعالیه و عرفان نظری، عظمت و منزلت والای عارف و عرفان نزد ملاصدرا، استفاده از آرای عرفا به عنوان موید و نیز دفاع و ابهام&#8204;زدایی از باورهای عرفانی) نشان دهد. در مواردی که ملاصدرا به نظر خاص خود صراحتاً اشاره نکرده و به&#8204;طورکلی دیدگاه ویژه وی روشن نیست، نظر نهایی ملاصدرا را باید نظر عرفان&#8204;پژوهان دانست. &#160;},
keywords_fa = {کلیدواژه‌ها: ملاصدرا, روش‌شناسی, عرفا, شواهد عرفانی},

doi = {10.52547/pje.13.26.235},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1467-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1467-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

@article{ 
author = {vaseghi, davood and kahdooi, mohamadkazem},  
title = {Borhanoddin Mohaghegh Termezi and the use of Quranic verses and prophetic hadiths in explaining mystical concepts}, 
abstract ={},  
Keywords = {},
volume = {13},
Number = {2}, 
pages = {269-302}, 
publisher = {Scientific Association of Islamic Mysticism of Iran},
title_fa = {برهان محقق ترمذی و بهره‌گیری از آیات واحادیث 
در تبیین مفاهیم عرفانی},
abstract_fa ={چکیده: برهان&#8204;الدّین محقق ترمذی یکی از بزرگان طریقۀ مولویه است که در اوان جوانی به خدمت بهاءولد بلخی درآمد و در نزد او مراتب سلوک عرفانی را طی نمود؛ وی در تربیت مولانا نقش بسزایی داشت و توانست خداوندگار جوان را به وادی طریقت هدایت کند و او را در سلک عشاق عرصۀ ولایت قرار دهد. از سیّد سردان مجموعه&#8204;ای به نام &#171;معارف&#187; و چند تفسیر کوتاه از آیات قرآن کریم مانده است که از علم دینی عمیق و بینش عرفانی بالای او حکایت می&#8204;کنند. جستار حاضر که مبتنی&#8204;بر مطالعات کتابخانه&#8204;ای است و با روش توصیفی &#8211; تحلیلی انجام می&#8204;شود، بهره&#8204;گیری محقق ترمذی را از آیات قرآن و احادیث در تبیین مفاهیم عرفانی بررسی می&#8204;کند و برای تحلیل بیشتر از دیدگاه&#8204;های اهل عرفان نیز بهره می&#8204;گیرد. نتیجۀ پژوهش آشکار می&#8204;کند که محقق ترمذی از آیات قرآن و احادیث بیشتر در تبیین دو مبحث محوری تصوّف یعنی &#171;سلوک عرفانی&#187; و &#171;انسان کامل&#187; استفاده کرده است. &#160;},
keywords_fa = {برهان محقق ترمذی, آیات قرآن, احادیث, مفاهیم عرفانی},

doi = {10.52547/pje.13.26.257},
url = {http://erfanmag.ir/article-1-1468-en.html},  
eprint = {http://erfanmag.ir/article-1-1468-en.pdf},  
journal = {Pažuhešnāma-ye ʿErfān: A Journal of Islamic Mysticism},  
issn = {2538-5135}, 
eissn = {2980-8421}, 
year = {2022}  
}

