مقالات در دست انتشار                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


مرکز آموزش عالی اقلید
چکیده:   (17 مشاهده)
«فطرت» یکی از موضوعات مهم اندیشه دینی و عرفانی است که مباحثی چون: خداشناسی و انسان‌شناسی با آن پیوند دیرینه دارد؛ از این رو شاید سخن گفتن از آن در متون عرفانی امری عادی و یکسان به نظر برسد؛ اما پژوهش در شیوه کاربرد این واژه نشان می‌دهد که متن‌های عرفانی در قرن‌های مختلف رویکردهای متفاوتی در تعریف آن داشته‌اند.  
هدف از پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی ـ تحلیلی نگاشته شده، بررسی کاربرد واژه فطرت در متون عرفانی قرن چهارم تا هفتم به لحاظ سیر تاریخی، تعدد معانی و تبیین برخی موضوعات مرتبط با فطرت است.
نتایج نشان می‌دهد میزان کاربرد واژه فطرت و توجه به تعدد معانی آن در متون قرن چهارم و پنجم، محدود بوده؛ اما در متون عرفانی قرن ششم به اوج می‌رسد تا این‌که در قرن هفتم، ابن عربی بحث مستقلی را به آن اختصاص می‌دهد. معانی‌ای چون: آفرینش، سرشت انسانی، دین، جهان مادی، ایمان اول و عهد الست از رایج‌ترین معانی به کار رفته در متون عرفانی قرن چهارم تا هفتم است؛ البته عارفانی چون: روزبهان بقلی و ابن عربی معانی و موضوعات نادر و مخصوص به خود را در زمینه فطرت ارائه کرده‌اند.
 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عرفان
دریافت: 1404/8/23 | پذیرش: 1404/12/5

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.