دوره 17، شماره 1 - ( پائیز و زمستان 1404 1404 )                   جلد 17 شماره 1 صفحات 122-101 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


دانشگاه آزاد اسلام واحد اسلامشهر
چکیده:   (276 مشاهده)
شطح، یکی از انواع گزارههای عرفانی و از عناصر مهم زبان عرفان و مهمترین نقطه برخورد عرفان و منطق است. از دیدگاه منطق، شطح، نوعی اجتماع نقیضین است و همسازی دو سویه ناهمخوان، که سطح تناقضی زبان عرفان را تشکیل میدهد. بر این اساس، نظریات متعددی از سوی عرفانپژوهان و پژوهشگران نوین درباره علل وجود تناقضهای منطقی در شَطحیات مطرح شده و بهره‌گیری از زبان رمزی و نمادین، شیوهای برای درک شطحیات عارفان تلقی شد. چنین بصیرتی، به عنوان یکی از پیشفرضهای رایج در الهیات قرن بیستم است که سخن گفتن درباره وجود، اوصاف، نسبتها و افعال خداوند را نمادین دانسته است. پژوهش حاضر، با شیوه توصیفی و تحلیلی و بهرهمندی از اسناد کتابخانهای در پی تحلیل گزارههای متناقضنمای عارفان اسلامی، بر پایه صورت‌بندی نظریه زبان نمادین پل تیلیش، فیلسوف و متأله مسیحی است. نمادپنداری، به عنوان یک واقعیت غایی از آموزههای الهیاتی، از یافتههای این جستار در گستره یافته نگاه پل تیلیش است. در این گستره، بهرهمندی از عنصر زبانی و نمادینپنداری مفاهیم و گزارهها درباره خداوند، برای بررسی و تحلیل شطحیات و گشایش تناقضات ظاهری گفتار عارفان اثربخش است.
واژه‌های کلیدی: پل تیلیش، زبان نمادین، شطح، عرفان، نماد.
متن کامل [PDF 794 kb]   (52 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: عرفان
دریافت: 1403/6/11 | پذیرش: 1403/11/16 | انتشار: 1404/12/8

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.